00

+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۳۹۶ساعت 9:54 توسط elizabeth |
برچسب:
نویسنده: مهدی حبیبی
ایرانیا نشستن جوک میسازن(طبق معمول)
برچسب:
نویسنده: مهدی حبیبی
خب بالاخره برگشتیم اهواز
پدربزرگ و مادربزرگ گرامی رو فرستادم خونه خاله ام مطمئنم دانیال میزبان خوبیه حداقل بهتر ازمنه
خودم هم رفتم 400
پگی رو ازدست عماد نجات بدم
اخرین باری که دستش بود تا سه روز خواب موند و صداشم هم درنیومد اینقد که فکر کردم مرده
برچسب:
نویسنده: مهدی حبیبی
فقط کافیه بیشتر روی الگو کشیدن تمرین کنم :)
برچسب:
نویسنده: مهدی حبیبی
بهش گفتم این با عشق فرق داره. من عاشقت نیستم.
" من معتقدم به تو. "که آدم توو این دنیای باید لااقل به یه چیزی معتقد باشه. یه تعلق. دست آویز. امید.
تو مثل احیای بعد از مرگی ؛ که بعدِ هر تموم شدن با فکر کردن بهت بشه ایستاد.
بشه دوباره شروع کرد. گفت
برچسب:
نویسنده: مهدی حبیبی